![]() |
![]() |
|
| همیشه هستم پس تنها نیستی!!! |
|
وقتی دلم میگریه مثل هوای بارونی می دونی کجاها می ره ؟ می دونی چه دنیایی واسه خودم ساختم؟ دنیای عروسکها آره عروسکها تو همون عروسکه نازم هستی همون عروسکی که خدا برام هدیه داده عروسکی که رو سرش یه شاخه گل تو چشاش رنگین کمونه تو لبش بوسه شقایق هاست تو دلش یه دنیا حرفه...... اما نشد نمی تواند بگه تازه فهمیدم عروسکم غم داره غصه داره باسکوتش نه نه با بازیگوشیهاش همشو پنهون می کنه نکنه عروسکم از پیشم بره !!! نکنه عروسکم گریه کنه !!! نکنه تو دلش برف بباره !!! دوست دارم عروسکم همیشه بهار بمونه همون بهاری که توش شکوفه داره بارون بباره اما نه واسه چشاش نه واسه دلش بباره تا شکوفا بشه عروسکم - بانمکم - نفسکم یادت نره دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 18:7 توسط مریم (ترقه) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|